ایمانــــــــــ هستم!
اینجا وبلاگ شخصیمه یه جورایی دفتر خاطره
سلام چرا من یکیرو دوست دارم ولی اون چشمش دنبال کس دیگس؟ چرا من برا اون میمیرم و اون واسه کس دیگه ؟ چرا من مهم ترین کسه زندگیم اون باشه و اون کس دیگه؟ چرا من تنهام و اون با یکی دیگه؟ چرا؟ چرا؟ دیگه نمیخوام اینجوری باشم چند بار به خودم گفتم اخلاقمو عوض کنم ولی بازم نشد ولی اندفعه عزمم جزمه من میخوام فقط و فقط به فکره خودم باشم --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پ ن.مامانی ازت ممنونم که هر وقت بهت نیاز داشتم خیلی ناز مثل یک ماه
پر از نور کنارم بودی..... پ ن.مامانی ازت ممنونم که اگر ناخوشی های ایام بر قلبم دست درازی
میکنه با قلب مهربونت قلب خدا رو به تسخیر درمیاری و غم رو از دلم دور میکنی پ ن.مامانی بگو من چیکار کنم که مثل تو مهربون باشم بتونم بهت شادی بدم .............میخوام همیشه بخندی پ ن.مامانی به ماه قسم دوستت دارم ....اندازه قلبم ....هرچند ناچیزه
....همیشه کنارم باش پ ن.روز مادر رو به همه ی مامانی های مهربون و دوست داشتنی تبریک میگم
مخصوصا مامانیه خودم دوستت دارم مامانی جونم پ ن.بیاین تا هستن قدرشونو بدونم تا اگه خدایی نکرده نبودن افسوس
نخوریم خدایا خدایا کجایی؟ همیشه به ما گفتن صدامونو میشنوی ولی...... یواش یواش دارم شک میکنم به کریمیت به رحیمیت خودت که گنجایشمومیدونی پس چرا؟ دیگه طاقت ندارم Love is lie love is laugh love is
life My life
was with alonly but you were my life تست کنکور زندگیم:سکه ی زندگیت را به
هوا پرتاب میکنیم احتمال اینکه روی خوشبختی ظاهر شود چقدر است؟ صفر چون دو روی
آن بد بختی بود پ ن .شاید این آخرین پستم باشه پس: 1.اگه حرفی زدم که کسی ناراحت شده
ببخشید از ته دل نبوده اشتباه بوده 2.از دنیا بریدم 3.تنهایی بدترین درد دنیاست 3.همیشه به غصه هام میخندیدم ولی
نمیدونم چرا نمیتونم اندفعه بخندم 4.شاید چند وقته دیگه یه جای دیگه یه
وب زدم بی نام و نشون 5.همتونو جای خواهر و برادر های خودم
میدوستم 6.وب همتون سر میزنم 7.شاید یه نفر دیگه تو وبم بنویسه
رمزشو بش میدم 8.در حسرته یه نعره ی مستانه
مردیم لعنت به این شهر که
میخانه ندارد 9.همیشه آخر حرفا پر از حرفای ناگفتس
همیشه حال ما اینه همیشه دنیا آشفتس 10.میخوام عاشق بشم اما تب دنیا
نمیزاره سر راهه بهشت من درخته سیب میکاره 11.خداحافظ همتون ایمان حسینی بیا به گذشته بریم و از این روزگار سر کلاس انشا و آموزگار میگه تو آسمون آبی بدون دود بگید تابستون امسالتون چگونه بود؟!! صدای من می لرزه وقتی که میشینه تو حلقم
خاطرات همه مثل یه تیره تو قلبم ولی من تو دستنوشته هام غم داشتم کلی حرفه نگفتم تو دلم انباشتست خیلی بد میشه اگر از این حرف ها چیزی بفهمه از زندگیم بغل دستی یعنی خون همه آدما از من رنگین تره که باره رو دوش من از همه سنگین تره؟؟!
به هر دوستی رسیدیم حق مون رو خورد گفت:
علی یارت!! هر کی اوضامون و دید گفت حتما حکمتی داره
من نمی خوام قسمتم این باشه یه روز بلا سرم نیاد کاهنات از هم می پاشه!!
فهمیدم حتی تو گریه هام هم خندیدم نه !!! یه روزه خوشم ندیدم اما باز واسه فردا جنگیدم ..... جنگیدم
من!!! وای .. بگو میشه یعنی؟؟ چشامو باز کنم ببینم تو پیش منی!! ولی رفتی و نسبت به من انگاری به کل تو
غافلی! عیب نداره !! تو هم مثل همه آدما مسافری
پس پای اونا نشین... چون ماله تو نیستن!!
آدمای که می خوان تو ماله اونا بشی تا خودمو میبینم به اصظلاح میفهمم خوشبختی جن و ما بسم الله!!!! منم که خالیه دست و بالم تا شروع می کنم دوباره کسب و کارم هر کی میگفت مبارکه بچرخه براتون چرخش همونا چوب میذاشتن فردا لا چرخش هر بار که نتونستم رویاهامو بکشم از خودم پرسیدم من تقاض کدوم گناهامو می
چشم هی !! شاید فردا اوضاع بهتری شد؟؟ ولی فردا همین دیروز بود که سپری شد!!!!
فهمیدم حتی تو گریه هام هم خندیدم نه !!! یه روزه خوشم ندیدم اما باز واسه فردا جنگیدم ..... جنگیدم
من!!! محو میشم ... میرم تو تاریکی ها گم میشم
میون جاده های پر پیچم ... میجنگم نمی بازم
هیچ وقت!!!! من نمیخواستم که بزرگ بشم ... باری به هر
جهت دویدم تو زندگیم سمت کاری که ارجع هست اگه نمی خوای شاگرد باشی باید میرزا باشی
ولی هر کی به ما رسید یا تنه زد !!! یا که زیر پا کشید تو حسودی نکردی به هر کی که پایینشی ولی هر کی که دستش بهت نرسید تو رو پایین
کشید با یه روح چروکیده از کمر تا شدم ولی ... هر بار زمین خوردم دوبار پا شدم!!!
دلم پره از فردین هایی که نامردن و ...
به اسم برادری نا برادری ها کردن و ...
چیه دورم غمه حرفم میگیره یا نشستی روبروم و خندت میگیره !!! تو داشتن روزای سخت بیشترین نمره رو دارم
این انشاء آورد روزای عمرم و یادم ولی به خدا با همه گل و لای رو جونم می جنگم تک تک با سلول های وجودم ! ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پ ن .این آهنگ رو خیلی دوسش دارم مخصوصا موزیک ویدئو شو خیلی قشنگه پ ن . دیشب دوباره تو خواب خون دماغ شدم ولی دیگه تجربه کسب کردم و پتو مو گرفتم جلوش پ ن . چند روزه نمیدونم چی شده هر روز یه اتفاقه بدی میافته پ ن . انگار خوشبختی جن و ما بسم الله پ ن .خدایا بازم شکرت پ ن .پیر شدم پیر تو ای جوونی سلام این آپم خیلی قر و قاطیه کاغذ گذاشتم جلوم نوشتم ببخشید دیگه خیلی موضوع نداره *از همه ی کسایی که تو تاکسی یا اتوبوس سیگار میکشن متنفرم تازه اگه
سرفتم بگیره دری وری بهت میگن *مزه ای که ناخونک زدن به غذا در حضور مامی میده خوردن بهترین غذا تو بهترین رستوران نمیده مخصوصا خوردنه
قاشق یا کفگیر روی دستت اینکه مامی همیشه باید برای خورشت قیمه 2 بار سیب زمینی سرخ کنه :دی *لذتی که خوابیدن روی جزوه و کتاب میده روی بهترین تشک دنیا نمیده مخصوصا اینکه وقتی مامانو بابات میبیننت کلی بهت افتخار میکنن *چند وقته wrestle mania شروع شده خیلی کشتی کج میبینم به قول هخا خوی
وحشی گری زده بالا یه دعوا هم نمیشه تخلیه بشم همینه دیگه بچه مردم عقده ای
میشه میره معتاد میشه دیگه *چند روزه اصا حالم خوب نیست از صبح که بیدار میشم حالم بده *دلم میخواد یه فیلم قشنگ ببینم ولی نه ایرانی و عشق بازی *از آۀدم هایی که برای بالا بردنه خودشون دیگران رو پایین میکشن بدم
میاد *چند شب پیش تو خواب خون دماغ شدم تا برسم به دستشویی کله خونه
زندگیمونو نجس کردم این قالیشوییه خیلی حال کرده یه بار قبل عید فرشامونو دادیم هم الان
دوباره *راستی امروز گواهینامم اومد *دوست دارم پ ن.لعنت خدا به این سه شنبه ها پ ن .خوبی چه بدی داشت که هرگز نکردی؟ پ ن . همیشه آخر حرفا پر از حرفای ناگفتس همیشه حاله ما اینه همیشه
دنیا آشفتس سلام یه تریپ میخوام خاطرات عیدو بنویسم اول فروردین تا پنجم که در خانه بیکار نشسته بودیم و فقط چشم به راه
مهمون بودیم 2 جا بیشتر نرفتیم عید دیدنی آخه قم فامیل نداریم همشون پایتختن ولی
خب شیشم رفتیم تهران جاتون خالی بد نبود قرار بود بریم مشد ولی خب نشد تصمیم بر این شد که بریم ولایت من یعنی استان خوزستان شهرستان دزفول ولی من هی دوست داشتم بپیچونم ولی خب نشد خلاصه راهی سفر شدیم ما هم که هنوز گواهیناممون نیمده نشسته بودیم پشت ماشین 2 بار پلیس تو راه جلومو گرفت:))) ولی خب
یه بارش پلیسه بهمون چایی هم داد دستش درد نکنه ساعت 4 از قم حرکت کردیم ساعت 10 دزفول بودیم آخه یه آشنایی اونجا داریم رفتیم خونه اونا فرداش بردمون سبز قبا .بن جعفر . رودخونه
دز و چند جا دیگه انصافا خیلی قشنگ بود ورفتیم بیمارستانی که توش به دنیا
اومدمو دیدم (گریه) اهن اهن ببخشید احساساتی شدم خلاصه شبم رفتیم پارکو فرداش رفتیم اهواز . شلمچه . آبودان .خرمشهر .و
از این حرفا جاتون خیلی خالی بود باد میومد در حد المپیک موهامو شستم یه سنگر خاک
اومد بیرون :دی دیگه با اجازتون رفع زحمت کردیم اومدیم اصفهان شب رسیدیم رفتیم سی و
سه پل وای چقدر با حال بود سرخوش بودن میزدن دختر و پسر میرقصیدن خیلی باحال
بود راستی همه میرن جنوب گرما زده میشن من رفتم سرمای بدی خوردم الانم
خیلی حالم بده تبم شدیده پایینم نمیاد انگار رو گازم امسال گفتن کنکور دارید مسافرت نرید بر عکس تا حالا تو عید انقدر تو مسافرت نبودیم :دی دعا کنید امسال قبول شم من که امیدی ندارم با رضا میخوایم سال بعد بترکونیم :دی بازم سال نو رو به همه تبریک میگم البته خیلی گذشته بای یه روز به سال تحویل مونده آپ کردم تا جزو آخرین نفرات باشم امید وارم سال نو همگی مبارک باشه ایشالا سالی پر از خوشی و سربلندی تو تحصیل و کار و زندگیو بچه داریو :دی اینا داشته باشید ایشالا امسال ایران پیشرفت زیاد داشته باشه ایشالا فقر و فساد و تباهیو اعتیادو ........ از بین بره (چقدر کلیشه ای :دی) امید وارم خدا هر چی که به صلاحتونه بهتوم بده سال تحویل ایشالا قراره بریم حرم حضرت معصومه برا همتون دعا میکنم و آرزوی سلامتی و شاد کامی دارم تا هشتم عید جایی نمیرم در خدمتتون هستم ولی بعدش شاید یه مسافرتکی برم نو بهارتون مبارک سال نو خوش ارادتمند ایمان سلام دیگه مثل عقده ای ها یه هفته نشد از 19 سالگیمون رفتیم سراغ گواهینامه
خلاصه کلاس های آیین نامه و فنیم گذشت تا رسید سراغ کلاس عملی شهر و از اونجایی که ما پارتیمون
کلفت بود نیم ساعت رفتم آموزش گفت خوبه نمیخواد بیای دیگه. دیگه چاکریم در حالی که باید 20 ساعت کلاس میرفتم
:دی روز دوشنبه رفتم معاینه چشم خیلی خوش حال به منشیه گفتم چند دیقه دیگه نوبتم میشه گفت حدود 2 ساعت
دیگه منم کارتکسو گرفتم اومدم بیرون دوباره صبح رفتم یه جا دیگه ضمنا عرض کنم که من نیمه کورم :دی دکتره گفت عینک داری منم خیلی ریلکس گفتم عینک دیگه چیه؟:دی رفتم جلو تابلو یه چند تاشو حفظ کردم آقا ما نشستیم هی این میپرسید منم
شانسی یه طرفو میگفتم :دی هیچی نمیدیدم همش الکی هر چی درست گفتم همونایی بود که حفظ کرده بودم خلاصه نمیخواست قبول کنه ولی دیگه راضیش کردم و نوشت حالا باید میرفتم آموزش و پرورش گواهی اشتغال به تحصیلمو تایید میکردن از این اتاق به اون اتاق دیگه داشت حالم بد
میشد خلاصه امتحانم امروز یعنی 4 شنبه بود امتحان شیمی هم داشتم سه شنبه قرار بود برم تهران دانشگاه افسری ثبت نام کنم ولی خب حال نداشتم
نرفتم من عاشق شیمیم ولی این اسید و باز هاش خیلی چیزه کوفته یه 4 ساعت شیمی خوندم دیدم ساعت 11 شب منم لای کتاب آیین نامرو باز نکردم بیخیال شیمی شدم نشستم آیین نامه خوندن سردرد عجیبی داشتم تا ساعت 3 صبح داشتم میخوندم دیگه قاط زده بودم میگفتم حالا اگه بنزوییک اسید با تری کلرو
اتانوییک اسید در یک 4 راه هم عرض قرار بگیرن حق تقدم با کدومشونه؟:دی واقعا قاط زدم امروزم رفتم امتحان دادم بدون غلط قبول شدم دیگه چه کنیم رفتم شهر سرهنگ گفت دوبل بزن یه پارک زدم باحال عقب ماشین تو جوب بود جلوش وسط خیابون :دی ولی خب قبول شدم یه جعبه شیرینی گرفتم بردم مدرسه بلکه به این بهونه امتحانو لغو کنم ولی این رضا دوباره با این علی (ملقب به غول) دعوا کرده بود معلمه اصا اعصاب نداشت آخرم این رضای پست امتحانو پیچوند ولی خب امداد های غیبی رسید بد ندادم امتحانو خدا رو شکر خب اینم قضیه گواهینامه گرفتن من پ ن :این آهنگو خیلی دوست دارم پ ن :یه چند روزه حالم خوبه مثل آدم دارم زندگی میکنم اینم مدیون یه نفرم پ ن :دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه بای با سلام خدمت تمام دوستان عزیز چند وقته قیف خسته برداشتم اینم نوشته ای هست که تو کلاس نوشتم : باران چشمم میبارد بر روی ساحل صورتم و موجی عظیم در دریای نگاهم پدید می آورد طوفانی سخت دلم قلبم را از جا میکند آتش قلبم جگرم را می سوزاند گونه هایم محل رد شدن جویبار هاست از صورتم اشک چون آبشاری قطره قطره میریزد حتی شوخی های از ته دل هم خنده ام نمی اندازد لبخند آرزویی نایافته است نوشته هایم همه غمگینند از من شکایت دارند غصه دارند میخواهم بخندم از ته دل ولی... باران ببار بر روی صورت خسته ام باران ببار بر روی گریه های بی طاقتم باران ببار بر روی دل سنگینم باران ببار بر روی بغض هایم ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پ. ن آهنگ وبم حرف دلمه سلام روزی گنجشکی روی شاخکی با پدر و مادر خود زندگی می کرد هیچ وقت از لانه بیرون نمی آمد از پرواز میترسید هیچ وقت به اصرار پدر و مادرش برای آموختن پرواز اهمیت نمیداد روز ها بر در لانه مینشست و به پرواز سایرین مینگریست و افسوس میخورد ولی هیچ چیز او را به آموختن پرواز ترغیب نمیکرد تا اینکه............................................ روزی گنجشکک ماده ای را دید و عشق از همین نیم نگاه شکل گرفت او دیگر بی هدف نگاه نمیکرد هدفش در زندگی دیگر او بود خیلی دوست داش پرواز کند چند بار هم تلاش کرد ولی.............. روزی گنجشکک ماده را در خطر دید عقابی در پی او بود دیگر توان نشستن نداشت نمیدانست چه کند عشقش در جلوی چشمش داشت از دستش میرفت بین دو راهی مانده بود و فرصت کوتاه بالاخره تصمیم گرفت با اعتماد به نفس به خاطر عشق دست به خطر زد پرید اما به امید چی ؟او که بلد نبود ؟ولی عشق او را مست کرده بود بله او پرواز کرد و به دنبال دشمنش عقاب ولی کاری از دستش بر نمی آمد عقاب که غروری بسیار دارد پرنده ی دیگر را رها کرد و دنبال او به راه افتاد و دست آخر او را به چنگ آورد عقاب توقع التماس داشت ولی گنجشک غرور داشت سر انجام گنجشک در راه عشق جان فدا کرد پ.ن 1 :عشق انسان را دیوانه و دیوانه را عاشق میکند پ.ن 2 :دوستت دارم (فوضولی موقوف ) پ.ن 3: عاشق حقیقی جان دادن را کم میداند نه افتخار ![]()
![]()
![]()

قلب مادر
داد معشوقه به عاشـق پیغام ***** که کــند مــــادر تو با مــن جــنگ
هر کـجا ببیـــندم از دور کـــنـد ***** چــهره پرچــیـن و جـبین پر آژنــگ
با نـــگاه غضــب آلـــوده زنــــد ***** بـــر دل نازک مــن تــــیر خـــدنگ
از در خــــانه مـــرا طــرد کـــند ***** همچو سـنگ از دهــن قلماسنگ
مادر سـنگ دلـت تا زنده اسـت ***** شـهد در کام من و توست شرنگ
نشــوم یک دل و یک رنگ تو را ***** تا نســـازی دل او از خـــــون رنـگ
گر تو خواهی به وصالم برسی ***** باید این سـاعت بی خوف و درنگ
روی و سینه ی تنـــگش بدری ***** دل بـرون آری از آن سینه ی تــنگ
گرم و خونـین به منـش باز آری ***** تا بـــــرد ز آیــنـه ی قـــلبم زنــــگ
عاشــــق بی خرد نا هـــنــجار ***** نه بَل آن فاسق بی عصمت و ننگ
حــــرمت مـــادری از یاد بــــبرد ***** مســـت از بـــاده و دیــوانه ز بنگ،
رفـــت و مــادر را افکند به خاک ***** سیــنه بــدرید و دل آورد به چــنگ
قصد سر منزل معــشوقه نمود ***** دل مـادر به کَفـَـــش چون نارنـــگ
از قضـــا خورد دم در به زمـــین ***** و انــدکی رنـــجه شــد او را آرنـگ
آن دل گرم که جان داشت هنوز ***** اوفـــــتاد از کــــف آن بی فـرهنگ
از زمین چو باز برخاســـت،نـمود ***** پــــی برداشــــتن دل، آهـــنـــگ
دیـــــد کز آن دل آغشته به خون ***** آید آهســـته بـــرون این آهنــگ:
آه دسـت پسـرم یافـت خراش! ***** وای پـای پـسرم خـورد به سـنگ!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
:ادامه مطلب:![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
» قلب مادر
» پست آخر
» جنگیدم
» حرف دل
» سفر عید
» تبریک عید
» آقای راننده
» عشق در کلاس
» گنجشک عاشق
| Design By : ParsSkin.Com |


